مؤلف مجهول

86

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

قبل از اين دانيال اتاليق كنكس آمد آمد لشكر قيامت اثر را شنيده از ايل و اولوس اطراف و جوانب و نواحى ولايت شهر سبز لشكر انبوه جمع نموده آمده قصبهء چراغچى را بايد و شايد استحكام كرده به بالاى شاهراه قرشى سدّ راه شده ، لشكرگاه كرده نشسته بود . چنانچه كه از دور گرد سپاه ظفرپناه را ديد آوازهء اثاثه و دبدبه را شنيده از كمال خوف و هراسى كه در دل آن طارى گرديده بود و قوت ضعف و انكسار كه از چهرهء اقتدار خود ظاهر و هويدا يافته ، دست مقاومت سست و پاى مصادمت را لنگ ديده به قصبهء چراغچى هزار نفر ايلغر گذاشته ، از آنجا كوچ كرده يك فرسنگ راه تعاقب رفته فرود آمده ، در راهها قراول تعيين فرموده قرار گرفت . القصه امير جلالت‌نشان ، صاحبقران دوران ، آن روز را به استراحت و به آراميدگى گذرانيده ، شب را جماعت چنداول به پاس داشت به‌سر برده ، على الصّباح فرمان واجب الاذغان امير صاحبقران از مكمن قهر و سياست ظهور يافت كه سپهسالاران لشكر و امراى صاحب اقتدار نامور تسويهء صفوف و تعبيهء مآت و الوف نموده ، اطراف قلعهء چراغچى را چون حلقهء نون تنگ گرفته ، از هر جانب مورجل پخش كرده به انداختن توپ و تفنگ مقيّد باشند . حسب الفرمايش عالى اولا مرتبهء محمد شريف بىتوپچى باشى مع جماعت ايرانى و زور آبادى ، توپهاى قلعه گشاى را به كار برده چندان توپ و زنبورك پياپى گشادند كه گله‌هاى توپ قلعه‌كوب و خرمن نفط به درون قلعه افتاده خانه‌هاى اندرونى از صاعقهء برق و التهاب شرار درگرفت و از جهات اربعه عساكر نصرت مآثر غوغا و سورن مىانداختند . كثرت هجوم و غلبهء افواج و صداى غلغل به نهجى انتشار يافت كه اهل قصبهء چراغچى و ايلغار كنكسيهء كينه‌خواه را عنان اختيار از قبضهء اقتدار رها گشته از هر طرف نداى الامان به گوش هوش سامعان مىرسيد و نيز دانيال اتاليق و ديگر امراى كنكسيه از وقوع اين حادثات جانكاه آگاه گرديده دانست كه كار از دست رفته ، علاج‌پذير نيست . توقف ناكرده فى الفور به مشورت دولتخواهان خود يكى از سادات نجابت علامات را به طريقهء ايلچىگى به ركاب همايون عالى مع عرايض بندگى به چندين عجز و